جدایی از مادر !
سلام گل پسرم
امروز صبح خیلی زود بیدار شدی تند تند داشتی بازی می کردی
و می خندیدی قربون اون خندیدنات برم من
می دونستم زمانی که بیداری و می خوام ببرمت مهد تو گریه می کنی خودم حاضر شدم شما رو هم آماده کردم تا دم مهد خندیدی و دلبری کردی همین که وارد مهد شدیم شروع کردی به گریه کردن
و جیغ زدن
دلم گرفت الهی مامان واست بمیره به خاطر اینکه اذیت نشی من باهات امدم تو مهد ولی تو همچنان گریه می کردی بالاخره وقتی دیدی منم امد تو مهد و دارم باهات بازی می کنم دوباره شروع کردی به خندیدن و بازی کردن و من بعدش امد سر کار می گن اینم یه دوره داره که به عنوان بحران جدایی از مادر ازش یاد می کنن و تموم می شه امیدوارم که زود تموم شه چون وقتی تو گریه می کنی دنیا رو سرم خراب می شه امیدوارم درک کنی که فقط و فقط به خاطر آسایش شما من دارم بیرون از خونه کار می کنم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


جدایی از مادر !
